parmida شنبه 4 آذر 1396 10:51 ب.ظ نظرات ()
یا هو

سلام :)

شنبه ها از قدیم الایام اتفاقی یا غیر اتفاقی برای من خودش رو به خر ترین حالت ممکن مینمایاند ( ببخشید ببخشید روم به دیوار و اینا ).
این ترم هم همین طوره.

به این صورت که در حالت عادی 8 صببببب با ویروس شرو میشد و نصف شب با آزمایشگاه هماتو تموم.
منتها امروز متفاوت بود.

فکر کنین با هزارااان زحمت ،  خودت رو کله ی صبح از تخت نازنینت توی این هوای پاییزی جدا کنی و بری که سر وقت به کلاس بیوشیمی برسی
اون وقت استاد بگه من 9 میام |:
ای ای ای ای ای ای
له شدم ...

حالا شما کماکان فکر کنین که از 9 تا 11ونیم یک سره هم درس بده

بعدشم مجبور باشی برای آزمایشگاه هماتو تا 6 تو دانشگا باشی

فرداشم امتحان انگل داشته باشی

ممنون از حس هم دردیتون و اینکه اشک توی چشماتون جمع شده

پ.ن: تاحالا حتما رشتمو (اشتباه )حدس زدین دیگه نه ؟
ببخشید شهر دانشگامو نمیگم آخه شناساییم راحت میشه و طی پست طولاااانی ای بعدا عرض میکنم که هم کلاسیام خیلی
بگذریم :))


ایجاد تفاوت در زندگی :دی
بلیییی.
رفتم  موهامو خیلی کوتاه کردم

چالش ذهنی :
تا حالا به این فکر کردین که تمام احساسات و تمایلات ما  یا به صورت ژنتیکی به ارث رسیده بهمون و یا تحت تاثیر هورمون هامونه ؟
یه جورایی اینکه ما خودمون انچنان نقش مستقیمی توی زندگی ی خودمون نداریم و توسط ژن هامون کنترل میشیم .؟
 
پیشنهادات :
کتاب : مارک و پلو (بخوانید mark va polo) از منصور خان ضابطیان
موسیقی : جواد یساری - صبر ایوب   موزیک خوبی داره . اگر خیلی هم تجدد گرای غرب زده هستید حاقل یک با گوشش بدید ضرر که نداره
تی وی شو : رادیو شبِ منصورضابطیان جدیدا شروع شده - شبکه نمایش ساعت 11تا12 توی این همه برنامه ی مسخره ی تلوزیون، نعمته !

بایزززز :)))))

بعدا نوشت: بچه ها من هرروز آپ میکنم و به همه ی کسایی که لینک کردم سر میزنم ولی اینکه بخوام به همه بم که آپم ضایس |:
اخه همش کامتای خودم تو وبلاگا پشت سر هم میشه
نمیدونم بازم اگ میگین ضایه نیس هر روز بیام خبرتون کنم :))
#خطر_ذله_شدن